تبلیغات
سرزمین عاشقان - SMS های عاشقانه
 
سرزمین عاشقان
منم شاگرد مدرسه عشق و مجنون است استادم
درباره وبلاگ


سلام به سرزمین عاشقانه من خوشقدم هستید صفا آورده اید من میوند تره کی در حضور گرمتان با هر نوع سوالات شما جوابگو هست.maiwand.taraki200@gmail.com

مدیر وبلاگ : میوند تره کی
موضوعات
نویسندگان
برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
SMS های عاشقانه


 ترتیب كننده عمر افغانپور


                            گاهی آرزو می کنم...     

 

   کاش هرگز نمی دیدمت تا امروز غم ندیدنت را

 

                بخورم!!!

 کاش لبخندهایت آنقدر زیبا نبودند که امروز آرزوی

          دیدن یک لحظه

 فقط یک لحظه از لبخندهای عاشقانه ات را داشته

                      باشم!

 کاش چشمان معصومت به چشمانم خیره نمی شد

                     تا امروز

 چشمان من به یاد آن لحظه بهانه گیرند و اشک

                     بریزند!

 کاش حرف های دلم را بهت نگفته بودم تا امروز با

                         خود نگویم

 " آخه او که میدونست چقدر دوستش دارم!!!!

 

 

 
 نگات قشنگه ولیكن یه كم عجیب و مبهمه


         من از كجا شروع كنم دوست دارم یه عالمه


من و گذاشتی و بازم یه بار دیگه رفتی سفر


           نمی دونم شاید سفر برای دردات مرهمه


تا وقتی اینجا بمونی یه حالت عجیبیه


      من چه جوری واست بگم بارون قشنگ ونم نمه


هوای رفتن كه كنی واسه تو فرقی نداره


          اما به جون اون چشات مرگ گلای مریمه


آخرشم دق می كنم تا من و دوست داشته باشی


  مردن كه از عاشقیه یک دفعه نیست كه كم كمه


    من نمی دونم تو چرا اینجور نگاهم می كنی


    زیر نگاه نافذت نگاه عاشقم خمه


  می پرسم از چشمای تو ممكنه اینجا بمونی ؟


     می خندی و جواب می دی رفتن من مسلمه


برو به خاطر خودت اما به من قول بده


   هرجای دنیا كه بری دیگه نشو مال همه


رسمه كه لحظه ی سفر یادگاری به هم می دن


  قشنگ ترین هدیه ی تو تو قلب من یه مشت غمه


       شاید این و بهم دادی كه همیشه با من باشه


  حق با تو،تو راست می گی غمت همیشه پیشمه


 دیدی گلا شب كه میشه اشكاشونو رو پاک می كنن


    یادت باشه چشم منم همیشه غرق شبنمه


  تو می ری و اسم من واز رودلت خط می زنی


     اسم قشنگ تو ولی همیشه هرجا یادمه


   چشمای روشنت یه كم كاش هوای من رو داشت


         تنها توقعم فقط یه بار جواب نامه

 

 

 دوستت

  دارم را من        

    دل آویزترین شعر جهان  

یافته ام این گل سرخ من است    

 دامنی پركن از این گل كه بری خانه

  دشمن که فشانی به دوست راز خوشبختی   

 هركس به پراكندن اوست تو هم ای خوب من این

  نكته به تكرار بگو این دل آویزترین شعر جهان را همه

  وقت نه به یك بار و به ده بار به صد بار بگو دوستت دارم

  را با من بسیار بگو دوستم داری را از من بسیار بپرس

 

     

نازنینـــــــــــــــــــم !

بی تو اینجا نا تمام افتاده ام

پخته ای بودم که خام افتاده ام

گفته بودی تا که عاقلتر شوم

آه ، می خواهی مگر کافر شوم

من سری دارم که می خواهد کمند

حالتی دارم که محتاجم به بند

کاشکی در گردنم زنجیر بود

کاشکی دست تو دامنگیربود

عقل ما سرمایه دردسر است

من جهان را زیر وبالا کرده ام

عشق خود را در تــــــو پیدا کرده ام

من دگر از هر چه جز دل خسته ام

عهد یاری با دل دل بسته ام

بر لب تو خنده مجنونی ام

خنده تو رنگی از دلخونیم  
 

 

 

باز هم با نام تو افسا نه اى گلریز شد

باز هم در سینه ام عشق تو شور انگیز شد

باز هم همراه بوى میخك و محبو به ها

خاطراتم پر كشد با یاد تو در كوچه ها

باز هم وقتى نگاهت گیرد از من فاصله

دیده ام مى بارد اما نم نم و بى‌حوصله

باز قلب پنجره بر روى‌من وا مى شود

باز هم پروانه اى در باغ پیدا مى شود

باز هم لاى‌كتابم مى‌نهم یك شاخه یاس

مى‌كنم بهر پیامى قاصدك را التماس

باز هم در هر شفق دلتنگ و دلگیر مى‌شوم

باز هم با یاد تو سر شار رویا مى‌شوم

پاییز را دوست دارم...

بخاطر غریب و بی صدا آمدنش

بخاطر رنگ زرد زیبا و دیوانه کننده اش

بخاطر خش خش گوش نواز برگ هایش

بخاطر صدای نم نم باران های عاشقانه اش

 بخاطر رفتن و رفتن... و خیس شدن زیر باران های پاییزی

بخاطر بوی مست کننده خاک باران خورده کوچه ها

بخاطر غروب های نارنجی و دلگیرش

 بخاطر شب های سرد و طولانی اش

بخاطر تنهایی و دلتنگی های پاییزی ام

بخاطر پیاده روی های شبانه ام

           بخاطر بغض های سنگین انتظار

بخاطر اشک های بی صدایم

بخاطر سالها خاطرات پاییزی ام

بخاطر معصومیت کودکی ام

بخاطر نشاط نوجوانی ام

بخاطر تنهایی جوانی ام

بخاطر اولین نفس هایم

بخاطر اولین گریه هایم

بخاطر اولین خنده هایم

بخاطر دوباره متولد شدن

بخاطر رسیدن به نقطه شروع سفر

بخاطر یک سال دورتر شدن از آغاز راه

بخاطر یک سال نزدیک تر شدن به پایان راه

بخاطر غریبانه و بی صدا رفتنش

پاییز را دوست دارم، بخاطر خود پاییز

و من عاشقانه پاییز را دوست دارم...

 

  

یادته بهم گفتی که شب بی اعتباره ...

بودن و نبودنش فرقی نداره ...

تو قسم خورده بودی با من می مونی ...

دیگه اسمت واسه من یه یادگاره ...

خاطرات عشق پاره تو دلم چه موندگاره ...

قاب چشمای سیاهت عمریه که رو دیواره ...

تو شبای بی ستاره دل من هواتو کرده ..

جای خالیتو می بینه ولی باز باور نداره ...

دلم میخواد بمیرم

شاید آروم بگیرم

بگیرم دستاتو تو دستهام

دلم برای کسی تنگ است
که چشمهای قشنگش را
به عمق آبی دریا می دوخت
و شعر های قشنگی چون پرواز پرنده ها می خواند
دلم برای کسی تنگ است
كسی كه خالی وجودم را از خود پر می كرد
و پری دلم را با وجود خود خالی
دلم برای کسی تنگ است
کسی که بی من ماند
کسی که با من نیست
دلم برای کسی تنگ است
که بیاید
و به هر رفتنی پایان دهد
دلم برای کسی تنگ است
که آمد
رفت
...... و پایان داد
کسی ....
کسی که من همیشه دلم برایش تنگ می شود...

کی گفته پاییز اونه که باد برگا رو می ریزه

واسه دلی که عاشقه تموم سال پاییزه...