تبلیغات
سرزمین عاشقان - مجموعه اشعار عاشقانه

منم شاگرد مدرسه عشق و مجنون است استادم


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :میوند تره کی
تاریخ:دوشنبه 1388/06/9-10:58 ق.ظ

مجموعه اشعار عاشقانه

 

رفتم، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت

راهی بجز گریز برایم نمانده بود

این عشق آتشین پر از درد بی امید

در وادی گناه و جنونم كشانده بود


   

رفتم

رفتم، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت

راهی بجز گریز برایم نمانده بود

این عشق آتشین پر از درد بی امید

در وادی گناه و جنونم كشانده بود

 

رفتم، كه داغ بوسه پر حسرت ترا

با اشك های دیده ز لب شستشو دهم

رفتم كه ناتمام بمانم در این سرود

رفتم كه با نگفته بخود آبرو دهم

 

رفتم مگو، مگو، كه چرا رفت، ننگ بود

عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما

از پرده خموشی و ظلمت، چو نور صبح

بیرون فتاده بود به یكباره راز ما

 

رفتم كه گم شوم چو یكی قطره اشك گرم

در لابلای دامن شبرنگ زندگی

رفتم، كه در سیاهی یك گور بی نشان

فارغ شوم ز كشمكش و جنگ زندگی

چشم گریان

من از دو چشم روشن و گریان گریختم

از خنده های وحشی توفان گریختم

از بستر وصال به آغوش سرد هجر

آزرده از ملامت وجدان گریختم

 

ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز

دیگر سراغ شعله آتش ز من مگیر

می خواستم كه شعله شوم سركشی كنم

مرغی شدم به كنج قفس بسته و اسیر

 

روحی مشوشم كه شبی بی خبر ز خویش

در دامن سكوت به تلخی گریستم

نالان ز كرده ها و پشیمان ز گفته ها

دیدم كه لایق تو و عشق تو نیستم

 

دیروز بیاد تو و آن عشق دل انگیز

بر پیكر خود پیرهن سبز نمودم

در آینه بر صورت خود خیره شدم باز

بند از سر گیسویم آهسته گشودم

 

عطر آوردم بر سر و بر سینه فشاندم

چشمانم را نازكنان سرمه كشاندم

افشان كردم زلفم را بر سر شانه

در كنج لبم خالی آهسته نشاندم

 

گفتم بخود آنگاه صد افسوس كه او نیست

تا مات شود زینهمه افسونگری و ناز

چون پیرهن سبز ببیند بتن من

با خنده بگوید كه چه زیبا شده ای باز

 

او نیست كه در مردمك چشم سیاهم

تا خیره شود عكس رخ خویش ببیند

این گیسوی افشان به چه كار آیدم امشب

كو پنجه او تا كه در آن خانه گزیند

 

او نیست كه بوید چو در آغوش من افتد

دیوانه صفت عطر دلاویز تنم را

ای آینه مردم من از این حسرت و افسوس

او نیست كه بر سینه فشارد بدنم را

 


من خیره به آئینه و او گوش بمن داشت

گفتم كه چسان حل كنی این مشكل ما را

بشكست و فغان كرد كه از شرح غم خویش

ای زن، چه بگویم، كه شكستی دل ما را

   




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : دلی از شیشه 

بانوی ایرانی
دوشنبه 1393/02/29 04:07 ب.ظ
من دوباره به وبلاگ سر میزنم منتظر شعرهای جدیدتونم
و البته یه سوال شما رشتتون چیه؟؟؟
بانوی ایرانی
دوشنبه 1393/02/29 04:04 ب.ظ
من عاشق مشاعره ام خیلی دنبال این شعرها می گشتم ممنون از شما
afghanmal
پنجشنبه 1392/10/26 01:12 ب.ظ
تشکر میکنم دوستان
khaledin
شنبه 1391/12/5 06:55 ق.ظ
وبلاگ خیلی خیلی زیبایی داری گلم من که خوشم اومد گلم خیلی قشنگه اصلا عالیه
پاسخ میوند تره کی : چشات قشنگن عزیز دل الهی که موفق باشی
پرستو
چهارشنبه 1388/06/18 03:47 ب.ظ
من خیلی پشت این شعر ها گشتم ولی پیداشون نكردم ممنون امروز پیدا كردمشون.
سامان
دوشنبه 1388/06/9 11:55 ق.ظ
سلام
من یه دانشجو از قشر متوسطم که به لطف خدا و به کمک cn3 دارم یه پولدار واقعی میشم
شما هم اگه می خوای واسه هر تومنی که خرج میکنی کلی بالا و پایین نکنی و به ما بپیوندی، سری بهم بزن
http://comein.mihanblog.com
CN3 روشی نو برای کسب درآمد واقعی از اینترنت
.
.
.
.
بدون نیاز به کلیک کردن یا زیرمجموعه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر